تاريخ : 22/12/1386
کاک فرزاد خودم را بسيار حقير ميدانم که جمله اي در عظمت و شکوه شما بيان کنم در برابر بزرگواريت احساس حقارت ميکنم . فرزاد ، هنوز هم همان شعر زيباي کردي را که برايم زمزمه ميکردي مرور ميکنم ، شعري با اين مظمون " در سرزمين من روزنامه لال به دنيا مي آيد ، راديو کر ، تلويزيون کور و هر که را خواهان زنده به دنيا آمدن اين هر سه باشد ، لال ميکنند و ميکشند ، کر ميکنند و ميکشند و کور ميکنند وميکشند ، در سرزمين من ، آه اي سرزمين من ".
معلم قهرمان ما تا زماني که ميکوشيم خود را خالصانه و عادلانه قضاوت کنيم از قضاوت ديگران نخواهيم ترسيد . بگذاريم تاريخ درباره ما قضاوت کند و مطمئن باش که حقانيت ما اثبات خواهد شد .
شير کردستان ، همچون گذشته استوار و ثابت قدم باش ، مطمئن باش روزي زنگار نفرت از روح آدمي زدوده ميشود و خودکامگان طعم مرگ را ميچشند و قدرتي که از مردم ستانده شده به آنان بازپس داده ميشود .
فرياد ، تا زماني که انسانها ميميرند آزادي نابود نخواهد شد . نازنين باز هم منتظري ؟؟ هيچکس بر در اين خانه نخواهد کوبيد ، کودکان فردا خرمن کشته تو را ميجويند ، خواب و خاموشي امروز تو را در نگاه تاريخ در حضور فردا هيچکس نخواهد بخشيد .
تو بهاري ، آري . خويش را باور کن
ابوالفضل جهاندار (پويا(
مدير سايت خبري پويا نيوز
عضو سابق انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي
عضو شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت
زندان اوين - اندرزگاه 7 سالن 3
22/12/1386
براي معلم بزرگ فرزاد عزيز / نوشته اي از ابوالفضل جهاندار
به نام آزادي