تاريخ : 12/7/1386
صداي تازيانه بر تن گلبرگ ميآيد
صداي گام هاي پر شتاب مرگ ميآيد
آنان که در طول قرون تازيانه بر گردههامان کوبيدند تا کمر بشکند و سر خم کنيم مي دانند که همواره از آزمونهاي تاريخي سربلند و پيروز بيرون آمديم . ما را مغولان و تاتارهاي خونريز آزمودند و شکست خورده رخت خود از ديارمان برچيدند که خاک ايران جاي ناپاکان نيست .
از پي هر ضربتي که بر ريشه درختان تناور بستان ما ميزنيد هزاران تنِ بي باک از تبر، سر بر ميآرند و صداي تازيانههاتان بر تن گلبرگها فرياد بلبلان عاشق را بر سرتان آوار ميکند . از خوان خشم ما جز نگون بختي بهرهاي نداريد که حق را دريوزه نميکنيم و مادران و پدران همپاي فرزندان خود چون کوه در برابرتان ميايستند و هر مسلخي را که بر پا ميکنيد به گوري بدل ميسازند براي انديشه خامتان .
فرياد اعتراض ما را بشنويد : آزار بس است ، کشتار بس است .
اين پيام ماست از سراسر جهان به دخمههاي تاريک ذهن پليدتان و ميدانيم آنان که عاشقانه هر نسيم از گلزار وطن را به جان ميخرند و به سوگ اسيران طوفان نشستهاند به ما ميپيوندند .
معصومه تقي پور
نوشته اي از معصومه تقي پور در حمايت از فرزاد کمانگر
به نام آزادي